سقاخانه

آب در فرهنگ ایران جایگاه ویژه ای دارد. از یک طرف واقع شدن در منطقه ای کویری و بیابانی، اهمیت یک لیوان آب را برای ما بیشتر کرده است و از طرف دیگر آب با فرهنگ مذهبی ما گره خورده است. آب نه تنها نوشیدنی ضروری و زندگی بخش است بلکه حیات تمام موجودات به آن بستگی دارد.
آب در فرهنگ ایران علاوه بر جایگاه ویژه ای که دارد با فرهنگ عاشورا هم در آمیخته است. سقاخانه سازه کوچکی است که به همین دلیل ساخته شده و از این منظر اهمیت پیدا کرده است.
در معماری سنتی ایران، سقاخانه فضای کوچکی است که در دل دیوار در معابر عمومی ساخته می شد و نقشش رساندن آب به رهگذران تشنه لب بود.
سقاخانه در ابتدا ظرفی سنگی و بزرگ بود که آب را درون آن میریختند و کاسه های کوچکی کنارش قرار می دادند یا با زنجیر به آن می آویختند. بعدها برای آن که در تاریکی شب هم دیده شوند، شمع هایی در اطرافش روشن می کردند که این رفته رفته جنبه نذر به خود گرفت.
ساخت و نگهداری سقاخانه و روشن کردن شمع، معمولا در قالب نذر و برای برآورده شدن حاجت ها و مستجاب شدن دعاها انجام می شد. عملی عام المنفعه که نشان دهنده فرهنگ همدلی و مهربانی در میان ایرانیان است.
جدا از شمع هایی که در سقاخانه ها روشن می شد، گاه پارچه های رنگی کوچکی هم به شبکه های فلزی جلوی سقاخانه می بستند که نشان از نذر و خواسته ای داشت و عهدی که صاحب نذر با خود می بست.
اساس ساخت سقاخانه بر سادگی است. این سازه های کوچک که به انگیزه زنده نگهداشتن یاد واقعه کربلا ساخته می شدند، اغلب فاقد هر گونه تزئینات پر زرق و برق بودند. تلالو نور شمع در عین سادگی زیبایی خاصی به سقاخانه ها می بخشید.
رفته رفته افراد نه تنها برای نوشیدن آب بلکه برای راز و نیاز راهی سقاخانه می شدند و چند دقیقه ای در دل خود دعا می خواندند و شمعی روشن می کردند.
امروزه سقاخانه ها به عنوان جاذبه های فرهنگی، محافظت می شوند و برای مردم این زمانه بیشتر به واسطه قدیمی بودنشان و پیوندشان با مردم قدیم جذابیت دارد و تعدادی از سقاخانه ها در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده اند.

در شهر های مختلف ایران می توان گشت و این سقاخانه ها را پیدا کرد و با روشن کردن شمعی، با فرهنگ قدیمی آن شهر مرتبط شد. فرهنگی که هویت آن شهر را ساخته است.